تبلیغات
بزرگترین کهکشان دانلود ،علمی ،تفریحی،طراحی،سرگرمی و ....

دوست داشتن چه نشانه هایی دارد؟

‌بعضی‌ها معتقدند انسان بدون عشق نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد و دائما احساس می‌كند یك چیز كم دارد. نقطه ‌عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواج‌های اجباری كاسته شده و دختر و پسر، ‌خودشان تصمیم به ازدواج با هم می‌گیرند. در چنین شرایطی وجود عشق و محبت بین طرفین، یكی از ‌عوامل مهم و تعیین‌كننده در این تصمیم است. پس می‌توان به این نتیجه رسید كه تقریبا تمام ازدواج‌های امروزی ‌با عشق آغاز می‌شود. اما مهم، سرنوشت این عشق است كه به كجا كشیده خواهد شد و ‌چه بلایی سر آن می‌آید و در زندگی زناشویی بعد از ازدواج چه نشانه‌هایی از آن باقی می‌ماند.‌

‌برای آن كه بتوانیم به كسی محبت كنیم ابتدا باید دیدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانیم، این كار ‌را باید قبل از ازدواج انجام دهیم تا ببینیم آیا كسی را كه می‌خواهیم به عنوان همسر انتخاب كنیم با روحیات ما ‌همخوانی دارد یا خیر؟‌

‌برای یافتن این دیدگاه باید این سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسید كه به نظر شما اگر كسی شما را دوست ‌داشته باشد چگونه باید آن را ابراز كند و به تعبیری دیگر مظاهر محبت و عشق چیست؟
در جواب این سوال، ‌دیدگاه همه راجع به محبت معلوم می‌شود. بعضی‌ها محبت را بیشتر در مادیات می‌بینند مثلا از گرفتن یك كادوی ‌گرانقیمت می‌فهمند كه كسی دوستشان دارد. بعضی‌ها گفتار عاشقانه را دوست دارند و می‌خواهند كسی كه ‌دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامی كند و بسیاری از نمودهای دیگر محبت و عشق ورزیدن كه بر ‌اساس سلیقه و شخصیت‌های متفاوت، متغیرند.
پیدا كردن این ترجیحات در خود و طرف مقابل، به ما این امكان را ‌می‌دهد كه محبت خود را آن طور كه می‌خواهیم به همسرمان ابراز كنیم و نتیجه مطلوبی بگیریم.‌

وقتی كسی را دوست داریم، تنها با گفتن "دوستت دارم" نمی‌توانیم به او ثابت كنیم كه حقیقتا دوستش داریم. عشق و محبت، احساسی است كه در ما نسبت به ‌كسی به دلایل مختلفی ایجاد می‌شود.
وقتی كسی را دوست داریم به خاطر این دوست داشتن خیلی كارها ‌می‌كنیم و خیلی از رفتارها را انجام نمی‌دهیم :

1- ‌به او دروغ نمی‌گوییم

دروغ گفتن و هر نوع پنهان کاری نسبت به شخصی که دوستش دارید نه تنها حس اعتماد طرفین را از بین خواهد برد بلکه تداومی را برای ابراز دوستی در پی نخواهد داشت. چرا که در یک ارتباط زناشویی توام با عشق و محبت تنها راستی و صداقت است که بنیان تمام رفتارهای منجر به پذیرش متقابل را بوجود می آورد.

2- غرورش را نمی‌شكنیم

گاهی وقت ها شکستن غرور شاید برای رسیدن به خیلی چیزها خوب باشه ولی نه به این شکل که صراحتا برای طرف مقابل بکار ببرید. چون این کار یکنوع خورد کردن شخصیت و ایجاد تنشی را در پی خواهد داشت که شاید در یک زمان کوتاه جبران اینکار چندان هم ساده نباشد.

3- ‌‌به خانواده‌اش و كسانی كه دوست دارد احترام می‌گذاریم

‌همسر شما از دل یك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود، همسر شما نیز امروز در كنار شما نبود، پس به ‌خاطر وجود همسرتان كه دوستش دارید باید از خانواده‌اش سپاسگزار باشید و به خاطر وی به آنها احترام ‌بگذارید و مطمئن باشید كه همسر شما قدردان این احترام خواهد بود.

4- ‌او را به باد نقدهای بیرحمانه نخواهیم گرفت

این به معنی تایید همه جانبه همسرتان نیست چون هر كسی ایراداتی دارد، اما اگر كسی بخواهد همیشه تنها ایرادات ‌شما را بگوید قطعا خسته خواهید شد. همیشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفی ببینید تا به همسرتان احساس ‌ارزشمند بودن بدهید و از بهانه گیری و ایرادهای بی‌خود بپرهیزید.

5- با او لجبازی نمی‌كنیم

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید در برابر ‌خواسته‌ها و رفتار او موضع گیری و لجبازی نمی‌كنید.

6- وقتی اشتباهی در قبال همسر خود مرتكب می‌شویم براحتی و بدون قید و شرط از او عذرخواهی میكنیم

اشتباه كردن در زندگی، اجتناب ناپذیر است و یكی از راه‌های برطرف كردن اثرات این اشتباه در ذهن طرف مقابل، ‌عذرخواهی است كه این عمل در برابر كسی كه دوستش دارید باید برایتان بسیار راحت باشد چرا كه غرور در ‌برابر معشوق جایی ندارد.

7- ‌او را در كارها و تصمیماتمان دخیل می‌كنیم

وقتی همسرتان را دوست داشته باشید همیشه می‌خواهید نظر او را ‌راجع به همه چیز جویا شوید و كاری كنید كه او را خوشحال می‌كند، پس همیشه با او مشورت می‌كنید و ‌تصمیمات خود را به تنهایی نمی‌گیرید.

8- اگر مخالفتی با او داریم با آرامش قانعش می‌كنیم

اختلاف نظر هم در زندگی زناشویی اجتناب ‌ناپذیر است اما ‌برخورد همسران در این اختلاف نظرها می‌تواند آن را مشكل ساز و یا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست ‌داشته باشید با آرامش با او سخن می‌گوئید و دلیل مخالفت‌تان را روشن و واضح برایش توضیح می‌دهید و آنگاه ‌می‌توانید قانعش كنید.

9- به او در كارهایش كمك می‌كنیم

زن و مرد باید در همه چیز با هم همكاری داشته باشند. درست است كه این دو، ‌در زندگی وظایف مشخصی دارند اما امروزه این مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بیرون و داخل خانه در همه ‌چیز همكاری می‌كنند. پس به راحتی می‌توان این كمك كردن را در زندگی امروزه معنی كرد.‌‌

10- اگر گاهی حوصله ندارد و غمگین است به او كمك می‌كنیم
اگر همسرتان غمگین یا عصبانی یا بی‌حوصله است ‌اگر دوستش داشته باشید تمام تلاشتان را می‌كنید كه این احساس منفی را از او دور كنید یا اگر لازم باشد به او ‌فرصت دهید تا بتواند به حالت عادی برگردد نه این‌كه بیشتر به او خرده بگیرید و او را ناراحت‌تر كنید. گاهی ‌آرامش داشتن در برابر كسی كه عصبانی است او را بیشتر عصبانی می‌كند. اگر همسرتان را عصبانی كردید با ‌آرامش بی موقع خود، او را عصبانی‌تر نكنید چرا كه او فكر می‌كند آنقدر برایش ارزش ندارید كه وقتی ناراحت ‌است عین خیالتان نیست.

11- ‌می‌توانیم به راحتی اشتباهات او را ببخشیم و فراموش كنیم

درست است كه بعضی اشتباهات بخشودنی ‌نیست اما تعداد آنها بسیار كم است و معمولا در زندگی اشتباهات كوچكی پیش می‌آید كه می‌توان با محبت از آنها ‌گذشت و با صحبت‌های منطقی، از بروز دوباره آن جلوگیری كرد.

12- ‌از اینکه در كنارش هستیم خوشحالیم و نمی‌خواهیم از كنارش فرار كنیم

بعضی از زن و شوهر‌ها دائما ‌می‌خواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و یا وقت خود را با دیگران بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهی انسان، به ‌تنهایی و خلوت كردن نیاز پیدا كند اما طبیعتا در اكثر اوقات از اینکه در كنار فردی كه دوستش دارید هستید لذت ‌می‌برید و می‌شود این خوشحالی و لذت را نشان دهید تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحالید.

13- با لذت، گذشت خواهیم كرد و تمام چیزهای خوب را برای همسرمان می‌خواهیم

این گذشت به معنی نادیده ‌گرفتن خودتان نیست بلكه وقتی كسی را دوست دارید اول به او می‌اندیشید و بعد به خودتان.

14- ‌در جمله‌هایمان كمتر از "من" استفاده می‌كنیم و بیشتر از او و خوبی‌هایش می‌گوییم

با کاربرد این روش در واقع كارهایی كه ‌خودمان از همسرمان انتظار داریم می‌تواند فهرست خوبی از این دسته باشد.‌




و اما تفاوت "عشق" و "دوست داشتن"


عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی است خودآگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است. اما دوست داشتن آرام و استوار و پروقار است و سرشار از نجابت.

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هر چه از غریزه سر می زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هر جا که یک روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.

عشق در اغلب دلها، در شکلها و در رنگهای تقریبا مشابهی، متجلی می شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشترکی است، اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش را دارد.

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصلها و عبور سالها بر آن اثر می گذارد، اما دوست داشتن در ورای سن و زمان زندگی میکند و بر آشیانه بلندش، روز و روزگار را دستی نیست ... دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر می بیند.

عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است. اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود، اگر تمام دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و "دیدار و پرهیز" زنده و نیرومند می ماند. اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست.

و آنگاه که عشق و دوست داشتن لازم و ملزوم یک پیوند ناگسستنی باشند

عشق همواره اهدا میشود؛ آزادانه، مشتقانه و بی چشمداشت، حتی اگر به چشم نیاید یا گرامی داشته نشود. با این استدلال که :
عشق نمی ورزیم که به ما عشق بورزند، آنگونه "عشق" می ورزیم که "دوست داشتن" را بمعنای واقعی تفسیر کرده باشیم ...



ادامه مطلب
  • نویسنده : امین خشنود
  • عشق چیست؟ازدواج یعنی چه؟

    شاگردی از استادش پرسید:عشق چیست؟ازدواج یعنی چه؟

    استاد در جواب گفت:به گندمزار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور .اما به  یاد داشته باش که نمیتوانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟

    شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.استاد پرسید:چه آوردی؟

    و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ!Lهرچه جلو میرفتم ،خوشه های پرپشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین،تا انتهای گندمزار رفتم.استاد گفتعشقیعنی همین و ازدواج این است



    ادامه مطلب
  • نویسنده : امین خشنود
  • گفتم


          گفتم : تو ش‍‍‍‍ـیرین منی. گفتی : تو فرهـادی مگر؟

          گفتم : خرابت می شـوم. گفتی : تو آبـادی مگـر؟
     
          گفتم : ندادی دل به من. گفتی : تو جان دادی مگر؟

          گفتم : ز کـویت مـی روم. گفتی :تو آزادی مگـر؟
     
          گفتم : فراموشم مکن. گفتی : تو در یادی مگر؟



    ادامه مطلب
  • نویسنده : امین خشنود
  • لحظه های عاشقانه !

    زن نصف شب از خواب بیدار می‌‌شود و می‌‌بیند که شوهرش در رختخواب نیست، ربدشامبرش را می‌‌پوشد و به دنبال او به طبقه ی پایین می‌‌رود،و شوهرش در آشپزخانه نشست بود در حالی‌ که یک فنجان قهوه هم روبرویش بود . در حالی‌ که به دیوار زل زده بود در فکری عمیق فرو رفته بود...

    زن او را دید که اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و قهوه‌اش را می‌‌نوشید...

    زن در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد آرام زمزمه کرد : "چی‌ شده عزیزم؟ چرا این موقع شب اینجا نشستی؟"

    شوهرش نگاهش را از قهوه‌اش بر می‌‌دارد و میگوید : هیچی‌ فقط اون موقع هارو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات می‌‌کردیم، یادته؟

    زن که حسابی‌ تحت تاثیر احساسات شوهرش قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد ا گفت: "آره یادمه..."

    شوهرش به سختی‌ گفت:

    _ یادته که پدرت ما رو وقتی‌ که رو صندلی عقب ماشین بودیم پیدا کرد؟

    _آره یادمه (در حالی‌ که بر روی صندلی‌ کنار شوهرش نشست...)

    _یادته وقتی‌ پدرت تفنگ رو به سمت من نشون گرفته بود و گفت که یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان ؟!

    _آره اونم یادمه...
    مرد آهی می‌‌کشد و می‌‌گوید: اگه رفته بودم زندان الان آزاد شده بودم...




    ادامه مطلب
  • نویسنده : امین خشنود
  • عــــشق

    از یه نی نی می پرسن عشق یعنی چی؟   میگه: عخش یعنی بزالی کسی که دوسس دالی  از پفکت بوخله اما فقط توتا‌!!!



    ادامه مطلب
  • نویسنده : امین خشنود
  • سری پنجم پیامک اس ام اس عاشقانه

    اس ام اس عاشقانه

    سری پنجم پیامک اس ام اس عاشقانه

    سری پنجم اس ام اس جدید و بسیار زیبای عاشقانه برای شما دوستان عاشق گرامی تهیه کردیم. که می توانید از سایت fun galaxy دریافت کنید





    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن توی مملكتهای مختلف چی به سر این سه نفر میاد؟

    جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودكشی می كنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه كه خودكشی می كنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودكشی نیست .



    - توی ژاپن:

    جوان اولی از عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودكشی می كنه جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه كه خودكشی می كنه بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودكشی نیست .

    - توی اسپانیا:

    مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریكای جنوبی فرار می كنن .

    - توی انگلستان:

    دو تا عاشق با كمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موكول می كنن اسب هر كدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه .

    - توی فرانسه:

    خیلی كم كار به جاهای باریك می كشه دو تا مرد با همدیگه توافق می كنن كه خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه .

    - توی استرالیا:

    دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترك سالها مشاجره می كنن این مشاجره اونقدر طول می كشه تا یكی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره اونوقت اونكه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه .

    - توی قفقاز:

    جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می كنه دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره باز اولی همین كار رو می كنه و این ماجرا دائما تكرار میشه .

    - توی نروژ:

    معشوقه ء دو مرد برای اینكه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه .

    - توی آفریقا:

    قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست دو تا مرد ، زنی رو كه می خوان عقد می كنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن .

    - توی مكزیك:

    كار به زد و خورد خونینی می كشه و یكی از طرفین كشته میشه ولی بعدش اونكه رقیبش رو كشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترك بی شوهر می مونه .

    توی آمریكا:

    حل قضیه بستگی به زن داره و هر كس رو انتخاب كرد با اون ازدواج می كنه .

    - توی ایران:

    فقط پول موضوع رو حل می كنه پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می كنن و خواستگاری كه پولدار تر و گردن كلفت تره رو انتخاب می كنن عاشق شكست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بكشه یا رقیب رو از میدون به در كنه یا افسردگی می گیره



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • یکی را دوست دارم


    کی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد


    زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !

    کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم


    دستانش را بفشارم !

    یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !

    یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست !

    یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی


    که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم !

    یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که


    او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

    یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید


    و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !

    آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش


    نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !

    کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم



    برای من عزیزترین است !

    یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که


    چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !

    یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !


    کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا


    دارد !

    یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی


    نیز دوست نمی دارد !

    یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من


    دیوانه وار تنها او را دوست دارم !


    کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • در تنهایی

    در تنهایی ام غرقم.

    قصه های دیدنت را بازگو می کنم

    و از نسیم شمال سلامتیت را خواستارم.

    سرانجام تو را در انتهای خزان عمرم می بینم

    ودر گذر لحظه ها گم می شوم،تا روزی بارانی را ببینم

    روزی بارانی که خزان زندگی ام به پایان برسد.

    به انتظار آن روز مینشینم

     

     

     



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • نامه با اشك

    سلام. حالا كه قرار است بروی آهسته تر قدم بردار . آرام تر برو. نرم تر بر دل نازكم قدم بگذار.
    حالا كه می روی عقربه های ساعت را چرا با خودت می بری؟ خودت كه میدانی جان لحظه ها یم به حضور مبارك تو بسته است.

    بی تو این ثانیه های بی بركت سكوت و دلتنگی را با خود یدك می كشند.
    كاش می شد آتشی بپا كنم و همه ثانیه های بی تو را بسوزانم و بر تن همه جمله هایی كه ردی از عبور تو را ندارند شعله بكشم.
    دست خودم كه نیست دلتنگت كه می شوم به گوشه نارنجستان خیالت پناه می برم و در عطر شیرین خاطرات با تو بودن خودم را گم می كنم.

    حالا كه می روی نرم تر برو... ادامه نامه با اشك نوشته شده است.
    ....
    .....
    .....
    ............................. دیگر عرضی ندارم.



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • خاطره ها


    گذشت لحظه های با تو بودن
    و در پاییز عشقمان
    نامی از دوست داشتن باقی نماند
    چقدر زودگذر بود قصه من و تو
    و در آنروز که دست بی رحم تقدیر
    درو کرد گندمزار دلهایمان را
    و تهی شد همه جا از عطر گل عشق
    و در کوچ پرنده های غمگین
    در آن کویر آرزو
    شاعری دل شکسته و تنها
    می نوشت شعری به یاد با هم بودن ها
    شعری برای خشکیدن گلهای عشق در مزرعه دوست داشتنها

    قطره اشکی به یاد همه خاطره ها ....


     

     



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • فریاد خاموش


    باز هم به پشت دیوار رسیده ام.دیواری که تو عشق من
    ،به دور خود کشیده ای.دیواری نا دیدنی که فقط
    من وتو می توانیم حسش کنیم.می دانم خوابیده ای
    ،حتی در خواب هم این فاصله نحس وبدیمن را همراه داری
    .چیزی در وجود نازنیت می گوید:نزدیک نشو
    .اینجا حریم من است.ولی مگر من وتو ما نشده بودیم
    .مگر قرار نشده بود از خود تنها ومجردمان سخنی نگوییم
    .ایستاده ام بر آستانه دروازه دیوار تو.دستانم کوبه در را
    جستو می کند ونمی یابد.می روم کناراز دور نگاهت
    میکنم ودر دل می گویم:حصارها را بردار وآرزوها
    می کنم فریاد خاموشم را بشنوی.



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • بی قرار


    خیلی وقته که دلم هوای تو رو داره
    نمی خواد که باور کنه دیگه فایده نداره
    نمی خواد که باور کنه دیگه یاری نداره
    ناز و کرشمه هاش دیگه خریداری نداره
    نمی خواد که باور کنه دیگه بالی نداره
    پرواز کنه به سمتت و تو رو تنها نذاره
    نمی خواد که باور کنه تو عهدتو شکستی
    هم بستر خاک شدی و از من و دل گسستی
    نمی خواد که باور کنه تو توی دنیا نیستی
    تنها یادته مونده تو جلوه گاه هستی
    اون چیزی که باور داره این هستش که دوسش داری
    هر جای دنیا که باشی اونو تنها نمیگذاری



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • امشب دلم برایت می نویسد

    می دانم نامه ام را حتی اگر در آخرین روز حیات زمین به دستت برسد می خوانی

    بیا به کوچه هایی که امشب میزبان قدمهای من و تو خواهند بود سلام کنیم

    بیا به یاد چشمهایی که در روزگار غم و غصه با ما گریسته اند گل سرخی در باغچه روحمان بکاریم.

    شاید کسی را که با او خندیده ای فراموش کنی

    اما هرگز

    کسی را که با او گریسته ای را از یاد نخواهی برد .

    و من از هنگام تولد کائنات تا کنون سر به شانه های تو گریسته ام

    پس چگونه می توانم لحظه ای تورا فراموش کنم ؟

    چگونه می توانم با ابرهای بهاری در سرودن تو همراه نشوم .

    اگر به من بگویند :

    فقط یکبار می توانم تورا از پشت شیشه های مه آلود ببینم

    و برایت دست تکان بدهم

    واگر به من بگویند :

    فرصتی نیست و فقط یک جمله می توانم به تو بگویم

    و پس از آن به ابدیت می رسیم

    رو به رویت می ایستم و می گویم :

    در قیامت هم نام تورا بر لب خواهم داشت


     

     

     

     

     



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • خوشا تنهایی



    کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک را

    کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

    و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ از من نمی ماند

    و من گریان و نالانم
    من تنهای تنهایم

    درون کلبه خاموش خویش اما

    کسی حال من غمگین نمی پرسد

    و من دریا یی پر اشکم که طوفانی به دل دارم

    درون سینه پر جوش خویش اما

    کسی حال من تنها نمی پرسد

    و من چون تک درخت زرد پاییزم

    که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از من

    و دیگر هیچ از من نمی ماند

    و من تنهای تنهایم

    خوشا تنهایی که بی وفا نیست
    و همیشه منتظر ما هست



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • همسفـــر


    کاش همسفرم بودی
    کاش دگمه های پیــ ـراهن احساسم
    هر روز
    با دستان تو بسته می شد!
    در آینه نگاهتـــ به رویم خیره !!
    و گوشه ی چشمتـــ
    ستاره ای دنباله دار به دنبال گامهای من است!
    و من دنباله ی همان ستاره ام
    که زنجیــ ـروار
    مرا در سلول علاقه ی خودتـــ
    به اسارتــ ـی مدام پایبند نمودی!
    دستهایت را به دور گردن احساسم بیاویز!!
    آنگاه
    امواج شیدایی،
    در حرارت نفست
    رزهای کنار پنجره ی فردا را
    به رقصی مدام خواهد آورد!!



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy
  • دلم در حسرت دیدار


    شبی غمگین،شبی بارانی وسرد

                                      

               مرا در غربت فردا رها کرد



    دلم در حسرت دیدار او ماند

             

               نگاهم را گرفتار فنا کرد



    به من می گفت تنهایی غریب است



               ببین با غربتش با من چه ها کرد



    تمام هستی ام بود و نفهمید



              که در قلبم چه آشوبی به پا کرد



    و او هرگز سکوتم را نمی دید



          اگر چه تا ته دنیا صدا کرد

     



    ادامه مطلب
  • نویسنده : lord of galaxy